الشيخ محمد جواد الخراساني

15

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى)

مختصر علاقمند بايشان شدند ، بمشهد آمده و متوسل به آية اللّه حاج آقا حسين قمّى و آية اللّه زاده خراسانى شدند و نهايت جدّ نموده تا آيتين مذكورين خواهى نخواهى ايشانرا ملزم بپذيرفتن فرمودند اما پس از هفت سال كه دوباره در محولات سكونت كردند در اثر بعضى از ناملايمات كه از بعضى اهالى ديدند دل رنجور شده بار ديگر عزم توط مشهد نمدند در آن موقع سن من بده و يازده بود هرچه داشتند فروختند بجز املاك ، و بمشهد برگشتند اهاى آن محل و اطراف اجتماع كردن اجتماع عظميم كه ايشان را از رفتن باز دارند مؤثر واقع نشد خلاصه ايشان بمشهد برگشتند در اوائل پائيز و بار ديگر مشغول تدريس شدند حوزه تدريس ايشان گرم شد أمّا اهالى محولات آرام نگرفتند رفت و آمد زياد نمودند در مدت هفت ماه تا دو مرتبه بازبد و آية اللّه مذكور متوسل شدند و اصرار را از حدّ گذارنيدند و اعتراف بقصور و تقصير خود مينمودند تا كار بدانجا كشيد كه از طرف دو آية اللّه مذكور درشگه بر در منزل آمد